وقایع مربوط به تنش میان آمریکا و ایران و گزارشهای لحظهبهلحظه از جابهجایی نیروها، تغییر آرایش نظامی و افزایش حضور ناوگروههای آمریکا در منطقه، در صدر اخبار رسانههای رسمی قرار گرفته است. این روند در کنار روندی دیگر پیش میرود: بدل شدن خیزش اعتراضی مردم به یکی از ابزارهای کشاکش قدرتها. از همینرو پرسش اصلی پیش روی ما چنین است: آیا تشدید کنونی تنش میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده به جنگی گسترده خواهد انجامید، یا به توافقی موقت، یا به همان چرخهٔ آشنای فشار و معامله که بارها در تاریخ معاصر تکرار شده است؟ پاسخ به این پرسش را نمیتوان تنها در سطح دیپلماسی یا تحرکات نظامی جستوجو کرد؛ زیرا آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، جلوهای از بحرانی عمیقتر در بازتولید سرمایهٔ جهانی و رقابت قدرتهای امپریالیستی بر سر انرژی، مسیرهای تجاری و توازن ژئوپولیتیک است.
اگر خط غالب رسانهها و محافل کارشناسی طبقات حاکم را مبنا بگیریم، صورتبندی آنان ناخواسته حقیقتی روشن را آشکار میکند: ما با «دیپلماسی زیر سایهٔ تهدید نظامی» روبهرو هستیم؛ یعنی همان مکانیزم کلاسیک قدرتهای جهان سرمایه که همزمان دو کار میکند. از یکسو هزینهٔ بحران را به گردن کارگران و تودههای منطقه میاندازد و از سوی دیگر با نمایش قدرت و آرایش نظامی، میز مذاکره را به میدان زور بدل میکند تا امتیاز حداکثری را بدون ورود به جنگی که کنترل آن دشوار گردد، تحصیل کند. بحثهایی که در محافل امنیتی درباره سناریوهای اختلال نفت، بستن تنگه هرمز یا ریسک تشدید تنش مطرح میشود، نشان میدهد که در منطق سرمایهٔ جهانی، جنگ بزرگ مستقیم گزینهٔ مطلوب نیست، بلکه گزینهای است که در صورت شکست کنترل بهطور ناخواسته رخ میدهد. آنچه مطلوب است، توافق محدود یا ضربهای محدود برای بازچینش توازن و بازتولید نظم است. حقیقت نیز این است که در شرایط ژرفش بحران ساختاری، و بهطور مشخص در شرایط کنونی که بحران بدل به یک بحران تاریخی در بازتولید کلی سرمایه گشته، آمریکا قادر به تأمین هزینهٔ نظامی و سیاسی یک جنگ گسترده و درازمدت، بهویژه زمانی که خطر بحران انرژی نیز وجود دارد، نیست.
در این چارچوب، تنش کنونی میان آمریکا و ایران نه از ارادهٔ اخلاقی یا نزاع صرفاً ایدئولوژیک، و نه مسئلهای مربوط به خیزشهای درونی ایران و شعار ریاکارانهٔ کمک به معترضان، بلکه از نیاز ساختاری سرمایه به مدیریت بحران و بازتوزیع قدرت در یک منطقهٔ گرهگاهی انرژی و ترانزیت ناشی میشود که در تداوم جنگهای نیابتی رخ میدهد. ایالات متحده آرایش سنگین نیروها را هم برای تحمیل ریتم مذاکره به کار میبرد و هم برای آنکه اگر مذاکرات شکست خورد، دستش خالی نباشد. اما همین آرایش، به دلیل تراکم نیروها و حساسیت مسیرهای انرژی، حامل تناقضی بنیادی است؛ زیرا ابزار فشار دیپلماسی میتواند به میدان خطای محاسبه و لغزش به تشدید ناخواسته تبدیل شود. جمهوری اسلامی نیز در منطق دولت سرمایهداری بحرانزده عمل میکند: برای تنفس اقتصادی و حفظ بقای سیاسی، بهویژه پس از قتلعام هولناک معترضان، به توافق حداقلی نیاز دارد؛ اما برای کنترل داخلی و حفظ بازدارندگی نمیتواند عقبنشینیای انجام دهد که شکست سیاسی تلقی شود. این دوگانگی همان سیاست «امتیاز فنی محدود در برابر گشایش محدود» را محتمل میکند.
اما در سطحی عمیقتر، ایران در این معادله نه متحد واقعی قدرتهای بزرگ، بلکه متغیری در رقابت آنان است. چین و روسیه از ایران برای محدود کردن نفوذ آمریکا و افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده میکنند، اما همانگونه که تجربهٔ سوریه، تحریمهای شورای امنیت و رقابت در بازار انرژی نشان داده است، حاضر به دفاع نظامی جدی از آن نیستند. این الگو در تاریخ سرمایهداری جهانی بارها دیده شده است: دولتهای نیمهپیرامونی در لحظههای بحران به کارت بازی قدرتهای بزرگ بدل میشوند. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز ایران را نه فقط دشمنی ایدئولوژیک، بلکه عاملی در تنظیم بازار انرژی و نظم منطقهای میبیند و به همین دلیل سیاستش ترکیبی از تحریم، تهدید و مذاکره است، نه اشغال مستقیم.
در همین زمینه باید نقش خیزشهای اعتراضی در ایران، که به ابزاری سیاسی در این کشمکش قدرت تبدیل شدهاند، نیز فهمیده شود. موجهای اعتراض سالهای اخیر نشان دادند که بحران واقعی در سطح جامعه است، اما این خیزشها در چارچوب رقابت قدرتهای جهانی مهار شدند. قدرتهای امپریالیستی که هیچکدام خواهان انقلاب اجتماعی در منطقه نیستند، اعتراضات را یا به ابزار فشار دیپلماتیک بدل کردند، زیرا تداوم خیزشهای برابریطلبانهٔ یک دههٔ گذشته میتوانست به عروج نهادهای انقلابی و به خطر افتادن نظم سرمایه در خاورمیانه منجر شود.
با این زمینه، تعیین احتمالات روشنتر میشود. محتملترین مسیر در شرایط کنونی تنش میان آمریکا و ایران در کوتاهمدت توافقی موقت یا گامبهگام است، زیرا این مسیر بیشترین سازگاری را با عقلانیت دولتهای سرمایهداری در بحران دارد. آمریکا میتواند نشان دهد فشار نظامی مؤثر بوده و جمهوری اسلامی میتواند بدون اذعان رسمی به شکست سیاسی بخشی از محاصره را بشکند. با این حال، احتمال حملهٔ محدود واقعی است؛ نه بهعنوان هدف اصلی، بلکه بهعنوان ابزار فشار در صورت شکست مذاکرات یا عبور ایران از خطوط قرمز، مانند عدم تمکین به شروط آمریکا یا ناامن کردن تنگه هرمز. چنین حملهای، بهویژه در محیط متراکم خلیج فارس، همیشه خطر لغزش به جنگ گسترده را دارد، زیرا خطای محاسبه یا پاسخ چندجبههای میتواند چرخهٔ تشدید را فعال کند. سناریوی جنگ بزرگ یا رژیمچنج کلاسیک در کوتاهمدت کماحتمالتر است؛ نه به دلیل نبود خصومت، بلکه به دلیل هزینهٔ عظیم آن برای نظم جهانی سرمایه و نقش ترامپ بهعنوان بازتابدهندهٔ بحران در ساختار سیاسی آمریکا و نیز بازتاب کاهش نقش آمریکا در حوزهٔ بینالمللی.
از منظر انترناسیونالیستی، باید تحلیل را از سطح دولتها به سطح طبقات منتقل کرد. طبقات حاکم، چه در واشینگتن و چه در تهران، با زبانی متفاوت یک هدف مشترک دارند: حفظ نظم اجتماعی مبتنی بر استثمار و انتقال هزینهٔ بحران به پایین. در آمریکا آرایش نظامی همزمان برای سیاست داخلی، صنعت نظامی و تثبیت هژمونی منطقهای کار میکند؛ در ایران تنش خارجی برای امنیتیسازی جامعه و مهار مبارزهٔ طبقاتی. بنابراین هر نتیجهای که از این جدال بیرون بیاید، توافق موقت یا حملهٔ محدود، در شکل مسلط به معنای بهبود زندگی کارگران نیست، بلکه به معنای بازتنظیم ابزارهای کنترل و بازسازی نظم موجود است.
جمعبندی آنکه وضعیت کنونی را باید لحظهای از چانهزنی تحت تهدید در دل بحران تاریخی بازتولید سرمایه فهمید: سرمایهٔ جهانی میخواهد تنش را تا سطحی بالا ببرد که امتیاز بگیرد، اما نه آنقدر که کنترل از دست برود؛ جمهوری اسلامی میخواهد از محاصره تنفس بگیرد، اما نه با شکستن ستونهای بازدارندگی. بنابراین در کوتاهمدت احتمال توافق موقت از جنگ گسترده بیشتر است، اما ریسک حادثه یا ضربهٔ محدودِ تشدیدزا همچنان بالاست. پاسخ انترناسیونالیستی در برابر این وضعیت نه امید بستن به یکی از بلوکهای قدرت، بلکه افشای منطق مشترک آنان و دفاع از استقلال طبقاتی است، زیرا تنها نیرویی که میتواند چرخهٔ جنگ، تحریم و سرکوب را قطع کند، سازمانیابی آگاهانه و مستقل طبقهٔ کارگر است.
بسوی کانونهای ضدجنگ، ضدسرمایهداری
علیه دولتهای خودی درگیر در جنگ ارتجاعی
آزادی، برابری، ادارهٔ شورایی
۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست