در باره انجمن بهیاران مجتمعهای سالمندان شهرک پارتیله

شکلگیری انجمن بهیاران مجتمعهای سالمندان شهرک پارتیله را باید در بستر تحولات گستردهتر در بخش خدمات شهری سوئد و تشدید سیاستهای نئولیبرالی در کمونها فهمید. طی دهههای اخیر، خصوصیسازی، کاهش هزینههای اجتماعی، تشدید کنترل مدیریتی و افزایش فشار کاری بر کارکنان بخشهای خدمات عمومی، بهویژه در حوزهٔ مراقبت و خدمات سالمندان، شرایط کار را برای هزاران کارگر این بخش دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، کارگران بسیاری از محیطهای کار با مسئلهٔ سازمانیابی مستقل و دفاع از حقوق جمعی خود روبهرو شدهاند
انجمن بهیاران مجتمعهای سالمندان شهرک پارتیله در سال ۲۰۱۶، پس از یک دورهٔ طولانی از مبارزات همبستهٔ کارگری در محیط کار و گفتوگوهای مداوم میان کارگران پیشگام این مبارزات شکل گرفت. این انجمن در شرایطی به وجود آمد که فضای سرکوب در محیط کار و حساسیت شدید مدیران و مسئولان نسبت به هرگونه اقدام مشترک کارگری، امکان فعالیت علنی را محدود میکرد. به همین دلیل این انجمن در عمل بهصورت نیمهعلنی و بهمثابه یک کانون اعتراضی در محیط کار فعالیت کرده است.
هدف اصلی این کانون آن بوده است که جمعهای پیشگام اعتراضات در محیط کار بتوانند به تدریج تا سطح یک تشکل مستقل کارگری سازمان یابند؛ تشکلی که بتواند بدون وابستگی به ساختارهای رسمی اتحادیهای، از منافع و مطالبات کارگران دفاع کند و همبستگی میان آنان را تقویت نماید. در عمل نیز این کانون به شبکهای از کارگران فعال تبدیل شد که از طریق گفتوگوهای مستمر، تبادل تجربه و هماهنگی در محل کار، زمینهٔ شکلگیری اعتراضات متحدانه را فراهم کردند.
اقدامات متحدانهٔ کارگران مجتمع سالمندان شهرک پارتیله طی سالهای گذشته توانسته است چندین دور از مبارزهٔ جمعی را علیه فشارها و سیاستهای تفرقهافکنانهٔ کارفرما سازمان دهد. این مبارزات در مواردی به عقبنشینی مدیریت و حتی استعفای تعدادی از مدیران و رؤسا انجامیده است؛ مدیرانی که در بسیاری موارد وابسته به نیروهای راستگرای محافظهکار در ساختار قدرت محلی بودند. این رخدادها را میتوان یکی از مراحل مهم در تقویت مبارزهٔ جمعی کارگران دانست؛ مرحلهای که زمینهٔ عبور مبارزه از اعتراضات پراکنده به شکلهای سازمانیافتهتر را فراهم کرده است.
مبارزهٔ متحد کارگران پارتیله بهتدریج به تجربهای شناختهشده در جنبش کارگری سوئد تبدیل شد. این مبارزه در عمل همچون سدی در برابر پیشبرد سیاستهای نئولیبرالی قدرتمندان محلی در این کمون همجوار شهر گوتنبرگ عمل کرده است. تداوم مبارزهٔ کارگری از یک سو و بحران در ساختار مدیریت از سوی دیگر موجب شد که طرحهایی همچون برنامههای تعدیل اقتصادی، تغییرات در زمانبندی برنامههای کاری و تلاش برای اجرای مدلهای جدید سازماندهی کار در بخش خدمات شهری با مقاومت کارگران روبهرو شده و در مواردی با شکست مواجه شوند.

در دو سال اخیر دامنهٔ اعتراضات کارگری در این مجتمعها افزایش بیشتری یافته است. یکی از ابزارهای مهم در این دوره جمعآوری طومارهای اعتراضی و انتشار نامههای سرگشاده بوده است؛ شیوهای که در سالهای گذشته کمتر در جنبش کارگری سوئد مورد استفاده قرار میگرفت. این اقدامها به ابزاری برای متحد کردن کارگران حول مطالبات مشخص و در عین حال دور زدن سازوکارهای کنترل و محدودسازی اتحادیهٔ رسمی کمونال و کارفرما تبدیل شد.
همچنین کشاندن مطبوعات شهری به محیط کار و انعکاس صدای اعتراض کارگران در رسانهها نقش مهمی در تقویت این مبارزات داشته است. حضور رسانهها در محل کار و انتشار گزارشهایی از شرایط کار و اعتراضات کارگری، فشار بیشتری بر مدیریت و قدرت محلی وارد کرد و آنان را در مواردی به عقبنشینی واداشت. با توجه به اینکه بخش عمدهٔ اعتراضات کارگری در سوئد معمولاً تحت هدایت اتحادیههای رسمی سازماندهی میشود، پیش رفتن این مبارزات خارج از کنترل اتحادیهٔ کمونال توجه رسانههای سراسری و کارگری را نیز به خود جلب کرده است. این روند در عین حال موجب افزایش همبستگی و اعتماد به نفس کارگران در ادامهٔ مبارزه شده است.
بخش مهمی از این تجربهٔ مبارزاتی ریشه در سنتی دارد که سالها پیش در بخش توانبخشی همین شهرک شکل گرفته بود. در آن زمان نیز کارگران این بخش توانسته بودند از طریق سازماندهی جمعی و ایجاد انجمن محل کار ــ انجمن کار پداگوژیک ــ مبارزهای متشکل علیه فشارهای مدیریتی شکل دهند. بهیاران مجتمعهای سالمندان با درس گرفتن از تجربهٔ همکاران خود در بخش توانبخشی، توانستند با دقت و سازمانیافتگی بیشتری مبارزهٔ خود را پیش ببرند و زمینهٔ شکلگیری یک مبارزهٔ درازمدت علیه سیاستهای کارفرما و قدرت محلی را فراهم کنند. انجمن کار پداگوژیک نیز به سهم خود کوشیده است با انتقال تجربههای پیشین و انعکاس اخبار اعتراضات بهیاران، از مبارزهٔ آنان حمایت کند.
نکتهٔ مهم دیگر در این مبارزات آن است که بخش عمدهٔ کارکنان مجتمعهای سالمندان را زنان تشکیل میدهند. از این رو مبارزهٔ کارگران این مراکز در عین حال نمونهای از نقش زنان کارگر در سازماندهی مقاومت جمعی در بخشهای خدماتی اقتصاد است؛ بخشهایی که در سرمایهداری معاصر نقش مهمی در روند بازتولید اجتماعی دارند اما اغلب با دستمزدهای پایین، فشار کاری بالا و امنیت شغلی محدود همراهاند. حضور فعال زنان در این مبارزات نشان داده است که آنان میتوانند نقش مهمی در تقویت همبستگی و پیشبرد مبارزهٔ طبقاتی در این بخشها ایفا کنند.
در نتیجهٔ نزدیک به دو دهه مبارزهٔ متشکل در این شهرک و افشای ماهیت ضدکارگری سیاستهای کارفرما و قدرت محلی، مسئلهٔ آزادی بیان و انتشار در محیط کار به یکی از مطالبات عمومی کارگران پیشگام این مبارزات تبدیل شده است. طرح این مطالب

ه بار دیگر نشان میدهد که جدایی میان مبارزهٔ صنفی و مبارزهٔ سیاسی افسانهای بیش نیست. تجربهٔ کارگران پارتیله نشان میدهد که حتی در جوامعی که به عنوان دموکراسیهای تثبیتشده معرفی میشوند، آزادی بیان و تشکلیابی در محیط کار با محدودیتهای جدی روبهروست.
از این رو مبارزه برای آزادی بیان در محیط کار، در عمل به یکی از عرصههای مهم پیوند میان مبارزهٔ صنفی و مبارزهٔ سیاسی تبدیل شده است. این تجربه نشان میدهد که دموکراسی سرمایهداری، در عمل، آزادی سرمایهداران و احزاب طبقهٔ حاکم برای سازماندهی تولید و کنترل نیروی کار است، در حالی که دموکراسی واقعی برای کارگران تنها از طریق گسترش سازمانیابی مستقل و تقویت همبستگی جمعی در محیطهای کار و زندگی میتواند تحقق یابد.
زنده باد مبارزهٔ متشکل کارگری
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران
۱ آوریل ۲۰۲۳
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست
برای مطالعه بیشتر
از مبارزات کارگران بخش درمان حمایت کنید ماه مه ۲۰۲۳
نامه سرگشاده و طومار کارگری به کارفرما و مسئولین شهری اپریل ۲۰۲۲
نامه سرگشاده و طومار اعتراضی کارگران به مسئولین شهری و انعکاس ان در مطبوعات سراسری ۲۰۲۰
برای مطالعه بیشتر در باره مبارزات اعتراضات مستقل کارگری سازمانیافته بوسیله کانون های کارگری به صفحه جنبش حمایت از مبارزات مستقل کاگران پارتیله مراجعه کنید.
