در حالی‌که تا امروز هیچ پیشرفت واقعی در مذاکرات آمریکا و ایران حاصل نشده، اختلال کشتیرانی در تنگهٔ هرمز ادامه دارد، قیمت انرژی در سطحی بالا باقی مانده و آتش‌بس موقت بار دیگر تمدید شده است، روشن‌تر از همیشه می‌توان دید که آنچه «پایان جنگ» نامیده می‌شود، در واقع ورود جنگ به مرحله‌ای تازه است. توقیف کشتی‌ها، ادامهٔ محاصرهٔ دریایی، تداوم درگیری‌های نیابتی در لبنان و جنگ روایت‌ها میان دولت‌های درگیر نشان می‌دهد که نه صلحی در کار است و نه ثباتی پایدار؛ فقط شکل منازعه تغییر کرده است. جنگ مستقیمِ بمباران و موشک جای خود را به جنگِ محاصره، انرژی، فشار سیاسی و بازآرایی نظامی داده است.

آنچه در این جنگ به‌طور فشرده آشکار شد، ناتوانی نظم سرمایه‌داری جهانی در بازتولید خود از طریق سازوکارهای پیشین است. جهانی‌سازی نولیبرال، رژیم مالی مسلط و ترتیبات امنیتی پس از جنگ سرد دیگر قادر به مهار تضادهای انباشته‌شده نیستند. از همین‌رو، قهر عریان، بازآرایی ژئوپلیتیکی، کنترل گلوگاه‌های حیاتی و جنگ‌های منطقه‌ای به ابزارهای اصلی مدیریت بحران بدل شده‌اند. تلاش آمریکا و اسرائیل برای ضربه‌ای سریع به جمهوری اسلامی، صرفاً عملیات نظامی نبود؛ تلاشی بود برای بازتنظیم یکی از موانع موجود در شبکهٔ انرژی، تجارت و قدرت منطقه‌ای. شکست سناریوی جنگ برق‌آسا نشان داد که حتی متمرکزترین اشکال قهر امپریالیستی نیز دیگر قادر به تحمیل اراده‌ای یک‌جانبه نیستند.

آمریکا هم‌زمان درگیر رقابت استراتژیک با چین، جنگ فرسایشی در اوکراین، بحران خاورمیانه و فشارهای داخلی است. روسیه و چین نیز بدون ورود مستقیم، از فرسایش موقعیت آمریکا و شکاف در بلوک غرب سود می‌برند. از این‌رو بحران ایران بخشی از رقابت بزرگ‌تر جهانی و نشانه‌ای از گذار پرتنش نظم بین‌المللی است.

تنگهٔ هرمز در این میان به میدان مستقیم جنگ بدل شده است. باز یا بسته شدن این آبراه، فقط مسئله‌ای منطقه‌ای نیست، بلکه دخالت در قلب گردش سرمایهٔ جهانی است. اختلال در جریان انرژی، زنجیره‌های تولید، حمل‌ونقل و انباشت را زیر فشار برده و آمریکا و متحدانش را ناگزیر کرده از سناریوی جنگ تمام‌عیار به آتش‌بس موقت و تغییر توازن قوا عقب‌نشینی کنند.

اما آتش‌بس کنونی پایان جنگ نیست. محاصرهٔ اقتصادی ادامه دارد، تهدید نظامی پابرجاست، چانه‌زنی هسته‌ای جریان دارد و میدان‌های منطقه‌ای همچنان فعال‌اند. جنگ فقط از صورت بمباران مستقیم به اشکال پیچیده‌تر سلطه منتقل شده است. این آتش‌بس، تعادلی ناپایدار در دل بحرانی حل‌نشده است؛ تعادلی که هر لحظه می‌تواند به تشدید دوبارهٔ قهر نظامی بینجامد.

هم‌زمان، این جنگ شکاف‌های درونی بلوک غرب را آشکارتر کرده است. واکنش دولت‌های اروپایی در چارچوب ناتو بیانگر اختلاف نظر ساده نیست، بلکه نشانهٔ بحران سیاسی و تشتت در درون این بلوک است. تأکید بر آزادی کشتیرانی و امتناع از همراهی عملی با جنگ نشان می‌دهد که ایالات متحده آمریکا دیگر قادر به تحمیل جهت‌گیری واحد بر متحدان خود نیست. این شکاف، بیان بحران فزاینده در ساختار سیاسی سرمایه ‌داری جهانی و فرسایش هژمونی آمریکا در سرمایه‌داری غرب است.

در ایران نیز این جنگ نه به تضعیف خودکار رژیم، بلکه به تقویت موقت ماشین سرکوب انجامیده است. جمهوری اسلامی با امنیتی‌سازی جامعه، تشدید کنترل پلیسی و سرکوب خشن کوشیده نارضایتی اجتماعی را مهار کند. در همان حال، طبقهٔ کارگر از دو سو آماج حمله قرار گرفته است: از یک‌سو سرکوب مستقیم رژیم، بازداشت و انسداد تشکل‌یابی مستقل؛ و از سوی دیگر، بمباران صنایع، تخریب زیرساخت‌ها، تعطیلی مراکز کار و بیکارسازی گسترده.

این جنگ نه فقط حملهٔ مشترک آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی به طبقهٔ کارگر در هر یک از این کشورها، بلکه تهاجمی علیه کل طبقهٔ کارگر جهان است. افزایش قیمت انرژی و کالاها، فشار تورمی، سقوط سطح معیشت، تشدید ریاضت اقتصادی و گسترش سرکوب به بهانهٔ «امنیت ملی» در کشورهای مختلف، همه نشان می‌دهد که هزینهٔ این جنگ جهانی‌شده را کارگران و فرودستان می‌پردازند.

اما طبقهٔ کارگر امروز با مانعی تاریخی نیز روبه‌روست: شکست‌های گذشته، سرکوب‌های طولانی و فروپاشی سنت‌های انقلابی، او را از سازمان‌های سیاسی طبقاتیِ خود محروم کرده است. کارگران در بسیاری از کشورها، در برابر بربریت سرمایه‌داری، جنگ، فقر و استبداد، تا حد زیادی با دست خالی مقاومت می‌کنند. با این‌همه، همین مقاومت خاموش و پراکنده، زیر فشار بحران کنونی ناگزیر در سطح جهانی و در کشورهای درگیر جنگ رو به گسترش خواهد رفت.

وظیفهٔ انترناسیونالیست‌ها نه تکرار شعارهای کلی، بلکه دخالت‌گری فعال در همین مقاومت واقعی است: پیوند دادن مبارزات پراکنده، ارتقای آن‌ها از سطح دفاعی به سطح تعرضی، و یاری رساندن به شکل‌گیری کانون‌های ضدجنگ و ضدسرمایه‌داری در محل کار، محلات، دانشگاه‌ها و شبکه‌های فراملی کارگری. تنها از این راه است که انترناسیونالیسم از یک شعار عقیدتی یا یادگار تاریخی، به یک جنبش زندهٔ طبقاتی بدل می‌شود.

بسوی سازمان‌یابی ضدجنگ و ضدسرمایه‌داری

علیه نئوفاشیسم و ناسیونالیسم، علیه جنگ ارتجاعی

زنده باد همبستگی انترناسیونالیستی طبقهٔ کارگر

۲۳ آوریل ۲۰۲۶
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست

بیشتر از تشیکلات کارگران انترناسیونالیست کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب