تشکیلات کارگران انترناسیونالیست (IWO) یک جریان انترناسیونالیستی برخاسته از مبارزه سازمانیافته درون جنبش کاگری است. جریانی برخاسته از دل تجربهای طولانی سازمانیابی مبارز در محیطهای کار و همچنین، محصول نقدی آگاهانه به چپ بوروکراتیک است. در عین حال پیدایش و تکامل حرکت «تکا» محصول نقد پیگیر نهادهای «صنفی» میحط کار است که بمثابه ارگانهای کنترل مبارزه کارگری عمل میکنند، پدید آمده است. تاریخ ما از ایران آغاز میشود، اما برای خوانندگان در سوئد درک آنچه در تبعید و بهویژه در زمینۀ عینی مبارزهٔ طبقاتی در سوئد شکل دادیم اهمیت اساسی دارد: مبارزه در محیطهای کار، تقابل با کنترل اتحادیههای رسمی، و تلاش برای ایجاد هستههای مستقل کارگری که بتوانند مبارزه را فراتر از آیینهای تکراری مذاکره سازمان دهند.
پس از سرکوبهای دههٔ ۱۳۶۰، ما برای مدتی طولانی بهصورت گروههای مستقل کارگری در ایران به فعالیت ادامه دادیم. زمانی که ناچار به ترک کشور شدیم و در سال ۱۹۹۱ به ترکیه رسیدیم، مرحلهٔ تازهای از سازمانیابی آغاز شد: ما ابتکار شکلدادن به یک جنبش گسترده و رادیکال اعتراضی و خودسازمانیافته در میان پناهندگان ایرانی را به دست گرفتیم. این جنبش از پایین سازمان یافت و مستقل از عضویتهای حزبی و دستگاههای بوروکراتیک عمل میکرد. یک نهاد هماهنگکننده شکل گرفت که تجربهای عملی در کنشهای جمعی، مذاکره و بسیج تودهای به دست آورد. برای ما این فعالیت یک «انحراف فرعی» نبود، بلکه ادامهٔ همان اصل اساسی بود: سازمانیابی از طریق ارگانهای خودِ افراد درگیر در مبارزه و از طریق کنش مشترک، نه از طریق لابیگری یا نخبگان نمایندگیکننده.
هنگامی که پناهندگان بعدها به کشورهای سوم منتقل شدند، کار ما بر توسعهٔ یک خط مستقل طبقاتی در اروپا متمرکز شد. این امر صرفاً به معنای «حمایت» در معنای انتزاعی نبود، بلکه به معنای یک مبارزهٔ آگاهانه بر سر استراتژی بود: سازمانیابی مستقل طبقاتی در زمینهای اروپایی که اتحادیههای کارگری در آن نقش مسلط دارند چه معنایی دارد؟ در شرایطی که اعتصابها اغلب به ابزارهای کنترلشدهٔ مذاکره تقلیل داده میشوند و قوانین و نهادها اشکال مبارزه را محدود میکنند، چگونه میتوان مبارزهٔ کارگری را سازمان داد؟ تجربهٔ ما نشان داد که مبارزهٔ کارگران در اروپا – و بهویژه در سوئد – تا حد زیادی در چارچوب سازوکارهای حقوقی و اتحادیهای محصور میماند؛ سازوکارهایی که انرژی مبارزهٔ کارگران را به تعارضهایی قابل مدیریت تبدیل میکنند. حتی در مواردی که اشکال رادیکالتر یا «مستقلتر» اتحادیهای وجود دارد، خطر آن هست که مبارزه همچنان در منطق مذاکره محصور بماند.
در چنین زمینهای ما در سوئد کار خود را برای ایجاد کادرها و هستههای محلی کارگری در محیطهای کار و پیرامون آن آغاز کردیم، با هدفی روشن: سازماندهی مبارزاتی که وابسته به کنترل دستگاههای اتحادیهای موجود نباشد. در متنی که اکنون میخوانید توضیح دادهایم که چگونه چنین هستههایی توانستند روشهایی را توسعه دهند که مبارزهٔ پایدار را با بسیج عمومی پیوند میداد، چگونه تعارضهای محیط کار میتوانست به عرصهٔ عمومی شهر کشیده شود و به مسئلهای اجتماعی بدل گردد، و چگونه میتوانست پیرامون مطالبات خودِ کارگران یک جنبش گستردهٔ همبستگی شکل گیرد. این تجربهها به یکی از اصول مرکزی پراتیک ما بدل شد: اینکه مبارزهٔ طبقاتی باید بتواند از «صلح» نهادیای که از طریق نظام مذاکره، محدودیتهای حقوق کار و هنجارهای اجتماعیِ نظم و آرامش حفظ میشود، فراتر رود.
همزمان کار نظری ما نیز نه بهعنوان یک هویت آکادمیک بلکه بهعنوان ابزاری برای سازماندهی عملی توسعه یافت. ما همواره به بستهشدن ایدئولوژیک بسیاری از گروههای تبعیدی و نیز بخشهایی از چپ کمونیستی اروپا انتقاد کردهایم. در عین حال به درسهای تاریخیای که با نقد چپ کمونیستی از پارلمانتاریسم، ناسیونالیسم و ادغام اتحادیهای پیوند دارد وفادار ماندهایم، اما بدون آنکه این درسها را به دگم تبدیل کنیم. برعکس، یکی از نکات اساسی ما این است که استراتژی باید با توجه به دگرگونیهای ساختاری سرمایهداری، ماهیت بحران و شرایط واقعی مبارزه در محیطهای کار در زمانهٔ ما مورد بازاندیشی قرار گیرد.
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست در اول ماه مه ۲۰۰۱ بهطور علنی اعلام موجودیت کرد؛ بهعنوان بیان تداومی تاریخی: از سازمانیابی در محیطهای کار و شبکههای مستقل، از خودسازمانیابی پناهندگان، تا توسعهٔ پراتیکی در سوئد که میکوشد استراتژی، روش مبارزه و استقلال طبقاتی را در هم بیامیزد. برای ما سازمانیابی نه مسئلهٔ عنوانهای بوروکراتیک است و نه ساختارهای سلسلهمراتبی؛ بلکه مسئلهٔ ساختن یک نیروی زندهٔ طبقاتی از طریق کار درازمدت، روشنی سیاسی و توان عملی برای گسترش مبارزه فراتر از چارچوبهایی است که سرمایه و نهادهایش تحمیل میکنند.
</div>