جمهوری اسلامی بار دیگر چوبههای دار را به میدانها و خیابانها بازگردانده است. اعدام علنی دو تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه فقط قتل دو زندانی نیست؛ نمایش حسابشده قدرت دولتی برای بازگرداندن وحشت به فضای عمومی است. حکومتی که در دیماه هزاران نفر را در خیابانها به گلوله بست، اکنون میخواهد همان خیابانها را به صحنه نمایش مرگ تبدیل کند.
کشتار خیابانی، بازداشتهای گسترده، شکنجه، محاکمههای امنیتی و اعدامهای علنی، حلقههای یک سیاست واحدند: شکستن اراده جامعه و جلوگیری از بازگشت اعتراضات.
جمهوری اسلامی میداند که خشم فروکش نکرده است. فقر، گرانی، بیکاری، سقوط سطح زندگی و فشار جنگ، زمینههای اعتراض را از میان نبرده، بلکه گستردهتر کرده است. در سایه وحشت جنگ و سکوت اجباری، خشم کارگران، زنان، جوانان، بازنشستگان، معلمان، دانشجویان و خانوادههای جانباختگان همچنان زنده است. از همین رو، رژیم اسلامی سرمایه بار دیگر چوبهدار را به میدان آورده است.
هدف فقط کشتن نیست؛ هدف تولید ترس است
سالها بود که حکومت، در هراس از جنبشهای سازمانیافته کارگری و خیزشهای تودهای، بخش اعظم اعدامها را پشت دیوارهای زندان انجام میداد. اکنون در سایه فضای جنگی و میلیتاریستی، این شیوه ایجاد رعب عمومی را از سر گرفته است.
اعدام در ملأعام فقط گرفتن جان یک انسان نیست. حکومت میخواهد همگان شاهد باشند. میخواهد میدان شهر، نه محل تجمع و اعتراض، بلکه صحنه نمایش قدرت دولت و مجازات معترضان باشد.
پیام چوبهدار روشن است: هرکس به خیابان بازگردد و در برابر فقر و استبداد بایستد، ممکن است امروز با گلوله و فردا با طناب دار روبهرو شود.
اما این نمایش قدرت، همزمان اعتراف به ترس حکومت است. دولتی که از مردم نمیترسد، نیازی ندارد میدانهای شهر را به قتلگاه تبدیل کند. چوبهدار نشانه قدرت جمهوری اسلامی نیست؛ نشانه هراس آن از بازگشت مردم به میدان است.
جنگ خارجی، پوشش جنگ حکومت علیه جامعه است
جمهوری اسلامی میکوشد سرکوب داخلی را پشت دود جنگ پنهان کند. از «شرایط جنگی»، «امنیت ملی» و «مقابله با دشمن» سخن میگوید، اما در همان حال زندانها را پر میکند، مخالفان را به جاسوسی متهم میسازد، احکام مرگ صادر میکند و مردم را در میدانها به دار میآویزد.
برای این رژیم، جنگ فرصتی برای نظامیکردن جامعه، تعطیلکردن اعتراضات، تحمیل سکوت و تشدید کنترل داخلی است. حکومت میخواهد هر اعتراض کارگری را اخلال در امنیت، هر مخالفت سیاسی را همکاری با دشمن و هر مقاومت اجتماعی را خیانت جلوه دهد.
اما جمهوری اسلامی از مردم دفاع نمیکند. همین حکومت است که کارگران و معترضان را میکشد، ثروت جامعه را به ماشین جنگی و امنیتی اختصاص میدهد و هزینه جنگ، تحریم و بازسازی را بر دوش مردم میاندازد.
دولتهای آمریکا و اسرائیل نیز نیروی آزادی مردم ایران نیستند. بمبها و تهدیدهای آنان نه آزادی میآورد و نه ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را از میان میبرد. برعکس، جنگ خارجی فضای لازم را برای میلیتاریزهکردن جامعه، گسترش سرکوب و متهمکردن مخالفان به همکاری با دشمن فراهم میکند. مردم ایران نباید میان بمبهای قدرتهای خارجی و چوبههای دار جمهوری اسلامی یکی را انتخاب کنند. جنگ آنان، جنگ ما نیست.
دادگاههای جمهوری اسلامی بازوی قضایی کشتار سازمانیافتهاند
دستگاه قضایی حکومت میکوشد اعدامشدگان را «محارب»، «قاتل»، «تروریست» یا «عامل دشمن» معرفی کند. اما دادگاهی که در اختیار همان حکومتی است که هزاران نفر را در خیابانها کشته، مرجع کشف حقیقت نیست.
اعترافات زیر شکنجه، محرومیت از وکیل مستقل، محاکمههای شتابزده و احکام از پیش تعیینشده، دادرسی نیست. دستگاه قضایی ادامه همان ماشین سرکوبی است که در خیابان شلیک میکند و در زندان طناب دار میاندازد.
حکومت ابتدا معترض را در خیابان هدف قرار میدهد، سپس بازمانده را بازداشت میکند، در زندان شکنجه میدهد، پشت درهای بسته محکوم میکند و سرانجام او را در برابر مردم به دار میآویزد. این عدالت نیست؛ قتل سازمانیافته دولتی است.
زندانها خاموش نماندهاند
در برابر موج اعدامها، زندانیان نیز به مقاومت برخاستهاند. اعتصاب غذا، اعتراض جمعی و دوختن لبها نشان میدهد که حتی در بستهترین بخش ماشین سرکوب نیز مقاومت ادامه دارد.
زندانیان محکوم به اعدام نباید تنها بمانند. خانوادههای آنان نباید در سکوت و انزوا زیر فشار قرار گیرند. مبارزه علیه اعدام بخشی جداییناپذیر از مبارزه عمومی کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و همه نیروهای آزادیخواه است.
جمهوری اسلامی هزاران نفر را در خیابانهای دیماه کشت و اکنون میکوشد همان خیابانها را به صحنه نمایش اعدام تبدیل کند. میخواهد در سایه جنگ، جامعه را وادار به سکوت کند و ترسی را که با گلوله نتوانست برای همیشه تحمیل کند، با طناب دار بازتولید کند.
اما مردمی که در برابر گلوله ایستادند، با نمایش چوبهدار از تاریخ حذف نخواهند شد. هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه با کشتار حکومت کند. هیچ طناب داری نمیتواند فقر، استثمار، خشم و اراده رهایی را از میان ببرد. جنبش اعتراضی نه به انتظار حمله آمریکا و اسرائیل خواهد نشست و نه در برابر سفاکان و جباران نظام اسلامی سرمایه تسلیم خواهد شد.
برای دور تازهای از مبارزات کارگری و خیزشهای سراسری؛ برای سرنگونی رژیم جنگ و اعدام؛ برای رهایی از نظام کشتار و استثمار، متحد و متشکل شویم!
نه به جنگ دولتها، نه به کشتار مردم!
زنده باد مبارزه مستقل طبقه کارگر و همه ستمدیدگان!
۶ مرداد ۱۴۰۵ ـ ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست