موج تازه‌ای از خیزش اجتماعی که با اعتراضات و اعتصابات بازاریان تهران و چند شهر دیگر آغاز شد، اکنون وارد سومین روز خود شده است. در ادامهٔ این اعتراضات، اقشار دیگری از مردم معترض، جوانان و دانشجویان نیز به صحنه آمده‌اند و بار دیگر خیابان به میدان منازعهٔ اجتماعی بدل شده است. اعتراض بازاریان، همچون دوره‌های پیشین، به‌طور مشخص واکنشی به جهش قیمت دلار، بی‌ثباتی بازار و کاهش امکان فروش و سودآوری است و خواست محوری آن، مذاکره با حاکمیت و اصلاح سیاست‌های پولی دولت برای بازگرداندن ثبات به چرخهٔ گردش سرمایه است. این خیزش اما با پیوستن خشم عمومی و مطالبات ضد استبدادی توده‌ها  بسرعت  وارد مرحله‌ای شد که خیزش های پیشن  در ان نقطه ناپایدار فروکش کرده بوند، یعنی ابراز وجود جنبش های درون خیزش و نبرد بر سر جهت دادن به خیزش عمومی.

موج اخیر اعتراضات نیز، همانند امواج پیشین، بر بستر اعتراضات مداوم کارگران، بازنشستگان و زحمتکشان و در نتیجهٔ شکسته‌شدن فضای جنگی و خفقان شکل گرفته است. بدون این زمینهٔ انباشته‌شده، نه اعتصاب بازار می‌توانست چنین پژواکی بیابد و نه اعتراضات شهری می‌توانست تداوم پیدا کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، تلاقی بحران معیشتی، فروپاشی اقتصادی و نارضایتی سیاسی در لحظه‌ای واحد است؛ لحظه‌ای که در آن، جهت‌گیری خیزش هنوز تثبیت نشده و میدان منازعه میان نیروهای اجتماعی مختلف باز است.

خیزش کنونی دست‌کم سه گرایش و جنبش متمایز را در خود جای داده است. نخست، جنبش راست ناسیونالیستی و نئوفاشیستی که می‌کوشد با تکیه بر اعتراضات بازار و با طرح شعارها و نمادهای ارتجاعی، خشم اجتماعی را به سود پروژهٔ اقتدارگرا و تحول از بالا مصادره کند. دوم، جنبش ضد استبدادیِ بورژوایی و دموکراسی‌خواهی سرمایه که خواستار کنار رفتن شکل کنونی حاکمیت و جایگزینی آن با نظمی چندحزبی و «مدرن‌تر» برای سازمان‌دهی کارآمدتر استثمار و سلطهٔ سرمایه است. و در نهایت، جنبش کارگران، زحمتکشان و فرزندان آنان؛ نیرویی که موتور واقعی همهٔ خیزش‌های تاکنونی بوده و به‌عنوان طبقهٔ اصلی جامعه، مطالبات آزادی، برابری و عدالت اجتماعی را نمایندگی می‌کند.

از شعارهای برابری‌طلبانهٔ دانشجویان و جوانان، تا مطالبات عدالت‌خواهانهٔ زنان، و از نفی هم‌زمان شاه و رهبر تا طرح شعار ادارهٔ شورایی در مبارزات کارگری، یک واقعیت روشن می‌شود: نیرویی که توان دگرگونساز واقعی را در اختیار دارد، طبقهٔ کارگر و متحدان اجتماعی آن است. این طبقه، به حکم موقعیت عینی خود، قادر است با ابراز وجود سازمان‌یافته، ارکان سیاسی، اقتصادی و سرکوبگر نظم موجود را به لرزه درآورد؛ واقعیتی که هر بار با پررنگ شدن حضور مستقل کارگران، خود را نشان داده است. اما این نیز یک واقعیت است که از میان صفوف بازاریان معترض شعارهای دفاع از پهلوی نیز توسط دسته های حاشیه ای اعتراضات سر داده شد.

روشن است که با گسترش خیزش، صف‌بندی میان این گرایش‌ها شفاف‌تر خواهد شد. مسیر پیشِ رو یا به سمت مصادرهٔ خیزش از سوی نیروهای ارتجاعی و معامله‌گر از بالا می‌رود، یا با دخالت آگاهانه و مستقل کارگران، دانشجویان و زحمتکشان، به سوی تعمیق مطالبات برابری‌خواهانه و ساختن قدرت از پایین جهت‌گیری می‌شود. مسئلهٔ امروز، نه صرفاً اعتراض به وضعیت موجود، بلکه تعیین جهت سیاسی و طبقاتی خیزش است.

کارگران مبارز، زحمتکشان، زنان رزمنده، دانشجویان و جوانان آزادی‌خواه!

با حضور متشکل، مستقل و آگاهانه در خیزش کنونی، صدای مطالبات خود را با شعارهای طبقاتی و برابری‌طلبانه رساتر کنید و اجازه ندهید خشم اجتماعی به ابزار پروژه‌های ارتجاعی، ناسیونالیستی و معامله‌های سیاسی از بالا بدل شود. تنها با سازمان‌یابی مستقل، پیوند اعتراض خیابانی با اعتصاب سراسری و طرح افق روشن عدالت اجتماعی می‌توان جهت خیزش را به سود رهایی واقعی تغییر داد.

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر

نه به جنگ، نه به تحریم– نبرد تا رهایی

بسوی سازمان‌یابی مستقل کارگران و زحمتکشان

بسوی تشکیل کانون های ضد جنگ، ضد سرمایه داری

تشکیلات کارگران انترناسیونالیست – ۹ دی ۱۴۰۳

You missed

بیشتر از تشیکلات کارگران انترناسیونالیست کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب