در روزهایی که ارتجاع منطقهای و جهانی میکوشند فضای سنگین جنگ نیابتی را بر سینهٔ مردم خاورمیانه تحمیل کنند، و هنگامی که جمهوری اسلامی تصور میکرد بسیج نظامی و تبلیغات امنیتی قادر است جامعه را در رعب و سکوت نگاه دارد، بار دیگر اعتراضات محیط کار به خیابانها و میادین شهرها کشیده شد وصف متحد طبقاتی کارگران ، بازنشستگان و زنان رزمنده، با اعتصابها، تجمعهای سازمانیافته، همان نقشی را ایفا کردند که در تمام بزنگاههای تاریخی چهار دههٔ گذشته کرده اند: نقش شکستن فضای اختناق و گشودن مسیر جنبش اجتماعی از پایین. در طی هفته های اخیر تجمع های سازمانیافته کارگران صنایع مختلف و بازنشستگان، درست در لحظه آی که حاکمان تصور میکردند که جنگ، میدان از از مردهم پس گرفته است، بازگشت نیروی محرک خیزش ها و انقلاب را با صف آرایی در میادین و خیابانهای شهرهای مختلف اعلام کرده اند. بار دیگر ابراز وجود جنبش کارگری در خیابانها ومیادین شهر راه تجمعات دمکراتیک و آزادیخوانه را گشود.
اعتراضات کارگران و بازنشستگان، زنان و بیکاران، دانشجویان و معلمان، نه از شبکههای نیابتی میآید و نه از اتاقهای فکر اپوزیسیون گروههای کرایه ای و نیابتی در خارج از کشور. این صف متحد اعتراضی از محیط کار است که به خیابانها کشیده میشود، این صدای رسای اعتراضات و مشتهای گره کرده، از میان محله های کارگری، از سفرههای خالی، از زندگی واقعی جامعهای که زیر بار سرمایهداری فاسد در حال خُرد شدن است، سر برمیآورد. این جنبش، سیاست را از فضای پستوهای قدرت بیرون میکشد و به عرصهٔ واقعی زندگی بازمیگرداند. در برابر زبانی که رسانههای رسمی و نیابتی میکوشند بر جامعه تحمیل کنند — زبانی که در آن دولتها، ژنرالها، تحلیلگران امنیتی و سیاست بازان نیابتی قهرمانان اصلیاند — اعتراضات کارگری زبان دیگری را به میدان آورد: زبان طبقه، زبان اکثریت عظیم کارگری، زبان انسانهایی که جنگ را نمیخواهند، که فقر را نمیپذیرند، و که سرنوشت خود را نه در دوگانهٔ ایران–اسرائیل و مزدوران نیابتی آنان، بلکه در مبارزه متحد و مستقل از پایین میجویند. شعارهای این جنبش در همین روزها روشنتر از همیشه بیان شد: گرانی و فساد ساختاری، ناامنی شغلی، مزدهای ریالی در برابر هزینههای دلاری، تحقیر و بیعدالتی در نظام بازنشستگی، خصوصیسازی و غارت، و اصرار بر این حقیقت ساده که معیشت و منزلت، حق مسلم اکثریت جامعه است. این زبان، زبان یک جناح سیاسی نیست؛ زبان مدافعان تاج شاهی و بازیهای پارلمانی نیست حتی اگر دسته های مزدور و لباس شخصی ها با شعارهایی در دفاع از پهلوی بکوشند تا راه اتهام وابستگی جنبش ازادیخواهی به آمریکاو اسرائیل را گشوده و امکان ذهنی دستگیری وسرکوب آزادیخواهان را فراهم کنند، هیچ دولت و هیچ بلوکی از قدرت نمیتواند با ادعای نمایندگی جنبش عظیم کارگران و استثمارشدگان، بهجای آین جنبش عظیم طبقاتی سخن بگوید.
بازگشت تجمع های کارگری به خیابانها و میادین شهر، شکست مستقیم پروژهٔ جنگطلبان و گروههای نیابتی آنان است. جمهوری اسلامی میپنداشت که با گسترش بحران منطقهای، با تهدیدهای خارجی، با امنیتیکردن فضای داخلی، و با ایجاد حالت آمادهباش دائمی، میتواند جامعه را در انجماد سیاسی نگاه دارد. اما اعتراضات کارگری نشان داد که جنگ نهتنها قادر به خاموشکردن جنبش نیست، بلکه خشم انباشتهشده را آشکارتر میکند و طبقهٔ کارگر را به نقطهٔ تقابل با کل نظم سیاسی اقتصادی میکشاند. از سوی دیگر، آن بخش از اپوزیسیون که میکوشید خود را بهعنوان نیروی جایگزین جنگمحور و همسو با دولت اسرائیل و آمریکا معرفی کند نیز در برابر این اعتراضات رسوا شد؛ زیرا جنبش کارگری نه از رسانههای آنان نیرو میگیرد، نه از پروژههای «ائتلافسازی» وابسته به قدرتهای خارجی. نیروی آن از درون جامعه میآید.
این اعتراضات نشان میدهد که خیزش آتی، اگر شکل بگیرد، نه جنبشی از طبقات متوسط، نه انفجاری کوتاهمدت، و نه شورش بیبرنامه خواهد بود؛ بلکه خیزشی طبقاتی، ریشهدار و آگاهانه است. اما این امر تنها در صورتی واقعیت خواهد یافت که طبقهٔ کارگر به سازمانیابی مستقل خود اتکا کند: شبکههای محیط کار، شوراهای محلی، کمیتههای همبستگی، تشکلهای مستقل زنان کارگر، حلقههای مخفی و علنی پیونددهندهٔ مبارزهٔ اقتصادی و سیاسی. تجربهٔ سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ بهروشنی نشان داد که هرگاه نیروهای اجتماعی به انتظار «نجات از بالا» بنشیند و به ابتکار عمل بلوکها و محافل سیاست باز و تملق گوی قدرت دل بندد، جنبش از مسیر اصلی منحرف شده و انرژی طبقاتی در خدمت پروژههای جناحی قرار میگیرد. درس امروز روشن است: هیچ نیرویی جز طبقهٔ کارگر نمیتواند مسیر رهایی را ترسیم کند.
در برابر جنگ، در برابر فقر، در برابر سرکوب، و در برابر سناریوهای امنیتی که میکوشند مردم را در مرزهای ترس و انفعال نگاه دارند، تنها نیرویی که قادر است فضای سیاسی را دگرگون کند، نیروی سازمانیافتهٔ کارگران و زحمتکشان است. قدرت ما نه در فراخوانهای بیپشتوانهٔ اپوزیسیون خارج، نه در مهندسی رسانهای، و نه در انتظار فروپاشی خودبهخودی دولتها، بلکه در ظرفیت ما برای تبدیل مقاومت پراکنده به سازمانیابی آگاهانه نهفته است.
زنده باد جنبش مستقل و سازمانیافته کارگران و استثمارشدگان
زنده باد جنبش قدرتمند زنان، این کارگران بی مزد کار خانگی
پیش بسوی ایجاد کانونهای ضد جنگ و ضد سرمایه داری
۲۰ دسامبر ۲۰۲۵
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست