جنبش «زن، زندگی، آزادی» برخلاف تبلیغات رسانههای بورژوایی و مفسران لیبرال که آن را بهمثابه انفجاری خودجوش و «فراطبقاتی» تصویر کردند، نه محصول لحظهای خشم ناگهانی بلکه ادامهی سلسلهی خیزشهایی بود که در یک دههی گذشته سیمای سیاسی ایران را دگرگون ساخت. این جنبش بر بستر بیش از چهار دهه مبارزهی سازمان یافته زنان و کارگران شکل گرفت و بهویژه بر دو تجربهی تعیینکننده استوار بود: اول، ابراز وجود قدرتمند جنبش کارگری در سال ۱۳۹۸ که برای نخستین بار نشان داد نیروی طبقهی کارگر میتواند سرتاسر جامعه را به لرزه درآورد. و دوم تداوم و رادیکالیزه شدن جنبش جوانان، عمدتاً فرزندان طبقهی کارگر، که در سالهای پس از آن به صحنه آمدند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطهی عطفی در تاریخ معاصر ایران بود؛ نهتنها بهعنوان طغیانی علیه ستم جنسیتی و استبداد سیاسی، بلکه همچون چرخش عمومی جامعه بهسوی سکولاریسم و آزادیخواهی اجتماعی. این جنبش دستاوردهای تاریخی بزرگی داشت: از فرو ریختن دیوارهای ترس تا تثبیت گفتمان آزادی و برابری در افق نسل جدید. بااینحال، جنبش زن زندگی، آزادی نشان داد که خیزشهای اجتماعی هر اندازه قدرتمند باشند، بدون حضور متشکل و هدفمند جنبش سازمانیافتهی کارگری محکوم به شکست و بازگشت ارتجاع هستند.
امروز، با گذشت چند سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نهتنها در ایران بلکه در سراسر جهان شاهد تعمیق بحران ساختاری سرمایهداری هستیم: پایه های نظم جهانی سرمایه به لرزه درآمده و جنگ، ناامنیها و قطببندیهای طبقاتی و سیاسی رو به گسترشاند. در چنین شرایطی، گرایشهای نوفاشیستی و ارتجاعی ـ از ترامپیسم و صهیونیسم گرفته تا بنیادگرایی اسلامی ـ میکوشند با مصادرهی خیزشهای اعتراضی آنها را به ابزار رقابتهای درونی بلوکهای سرمایهداری بدل کنند.
در خیابانهای اروپا و آمریکا شاهد ابراز وجود دستراستیها و فاشیستها هستیم. در کنار آن، در شهرهایی چون برلین، لندن و استکهلم، جریانات ناسیونالیسم ایرانی با پرچمهای رضا پهلوی و نتانیاهو تلاش میکنند دستاوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» را بدزدند. اما بر کسی پوشیده نیست که این جریانات همانقدر مدافع آزادی و برابری زناناند که خامنهای در ایران یا نتانیاهو در غزه. آنها همانقدر به دمکراسی باور دارند که احزاب راست افراطی ونژاد پرست در اروپا و پیروان ترامپ در آمریکا.
عروج این جنبشهای ارتجاعی محصول جدال قدرتها و افول نظام جهانی سرمایهداری در سایهی بحران فزاینده است. اما همانطور که تاریخ بارها نشان داده است، تهاجم سرمایهداری جهانی و مزدوران ناسیونالیست یا مذهبی آن دیر یا زود با پاسخ کوبندهی طبقهی کارگر جهانی و خیزشهای ضدجنگ و ضدسرمایهداری روبهرو خواهد شد. روزی که دوباره فریادهای آزادی، عدالت و برابری رسانههای مزدور و جنبشهای نیابتی را کنار خواهد زد و میدانها و خیابانها بار دیگر به عرصهی واقعی نبرد طبقاتی بدل خواهند شد.
برای زن، زندگی آزادی
برای انقلاب و اداره شورایی
برای محیط زیست و جهانی عاری از جنگ و استثمار
۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵ – ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست