ایران امروز صحنه‌ی حضور میلیونی معترضان عاصی و نبرد شجاعانه‌ی جوانان رزمنده با نیروهای سرکوب است. به‌رغم قطع اینترنت و کشتار صدها تن جوانان رزمنده در طی روزهای گذشته، خیابانها  ومیادین شهرها همچنان در تسخیر خیل وسیع تظاهر کنندگان قرار دارد. مقاومت حماسی جوانان در مقابل نیروی سرکوب و حملات آنان به  مراکز سرکوب نشانگر تداوم شرایط انقلابی است. با این‌حال  فقدان بدیل انقلابیِ و سازمان یافته، خیزش را در معرض خطر مصادره و جنگ قرار داده است.

در این وضعیت، بخشی از جوانانِ به‌جان‌آمده، زیر فشار سرکوب عریان، نبود افق سیاسی روشن و غیاب بدیل انقلابی، به نمادهای سلطنتی و نیابتی پناه برده‌ و چشم‌انتظار «کمک نظامی» قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، هستند. این انحراف در جهت خیزش، آن را هرچه بیش‌تر در معرض تبدیل‌شدن به ابزار کشمکش قدرت‌های امپریالیستی و بلوک‌های رقیب منطقه‌ای قرار داده است.

شرایط کنونی نه حاصل «خطای فردی یا گروهی » ، بلکه نتیجه‌ی ترکیب سلطه‌ی نوین سرمایه، هژمونی رسانه‌های امپریالیستی و خلأ رهبری طبقاتی است. غلبه‌ی منطق جنگ، نظامی‌گری و سیاست قدرت‌های بزرگ، علت بحران کنونی نیست، بلکه محصول شکست تاریخی در سازمان‌دهی مستقل جنبشکارگری است.

با این‌همه، خیزش کنونی همچنان در فاز نخست شرایط انقلابی قرار دارد: پایینی‌ها دیگر حاضر به تداوم این نظم نیستند و بالایی‌ها نیز قادر به بازتولید باثبات سلطه‌ی خود نیستند. اما در غیاب سیاست مستقل کارگری و رهبری جمعی از پایین، خشم مشروع توده‌ها ناگزیر به زیر سیطره‌ی نیروهایی رانده می‌شود که متشکل‌تر، پرصداتر و از پیش آماده‌ترند؛ نیروهایی که از پشتیبانی رسانه‌ای، مالی و سیاسی سرمایه‌ی جهانی و دولت‌های قدرتمند برخوردارند.

از همین‌روست که امروز شاهد بالا رفتن تصاویر دیکتاتور مدرن در برابر تصاویر دیکتاتورکهنه‌ایم. بالا بردن تصاویر پهلوی یا امید بستن به بمباران، از بن‌بست سیاسی واقعی و القای فعالانه‌ی سناریوی «نجات از بالا» ناشی می‌شود. بخش معینی از جوانانی که هر روز مرگ را در خیابان لمس می‌کنند و افق سیاسی روشنی نیز در پیش روی خود نمیایبند، به هر وعده‌ی «پایان سریع جهنم» چنگ می‌زنند، حتی اگر بهای آن تبدیل‌شدن کشور به میدان جنگ نیابتی باشد.

سلطنت نه بدیل ولایت فقیه، بلکه تداوم همان نظم در شکلی دیگر است؛ همان‌گونه که جمهوری بورژوایی نیز بدیل رهایی‌بخش محسوب نمی‌شود. هر دو شکل‌هایی متفاوت از بازسازی همان نظم استثمار و سرکوب‌ هستند. مداخله‌ی نظامی آمریکا یا هر قدرت خارجی دیگر، حتی اگر به فروپاشی سریع حکومت بینجامد، جامعه را وارد فاز نظامی‌سازی سیاست، چندپارگی قدرت و بازسازی قهرآمیز نظم سرمایه‌داری خواهد کرد؛ وضعیتی که در آن امکان سازمان‌یابی مستقل از پایین، شکل‌گیری شوراها و سازمان‌دهی اعتصاب‌های فلج‌کننده—به‌عنوان نیروی پیش‌برنده‌ی انقلاب، از میان می‌رود. آنچه «کمک نظامی» نامیده می‌شود، در عمل سلب ابتکار تاریخی از توده‌ها و به‌ویژه از طبقه‌ی کارگر است.

کارگران، مردم آزادی‌خواه و جوانان رزمنده!
روزهای پیشِ رو سرنوشت‌سازند. تشدید خطر حمله‌ی آمریکا و چیرگی نمادها و شعارهای عظمت‌طلبانه، به‌معنای افزایش خطر لغزش این خیزش و تبدیل آن به ابزار معامله و جنگ قدرت‌هاست. در چنین سناریویی، قهرمانی‌ها و خون فرزندان شما به سرمایه‌ی سیاسی ارتجاع در سطح ملی و جهانی بدل خواهد شد.

با این‌حال، هنوز راه بسته نشده است. خیزش کنونی یا باید به‌ سازمان‌یابی مستقل و از پاینین  و ایجاد گاردهای دفاع  از اعتراضات مستقر در میحط زیست و کار و طرد جریان ارتجاعی پهلوی، چرخش کند، یا ایران وارد دوره‌ای تازه از جنگ، مداخله‌ی خارجی و بازچینی خشونت‌بار استثمار و سرکوب خواهد شد.

نگذارید خون ریخته‌شده بر سنگفرش خیابان‌ها، فرش قرمز زیر پای مستبدان جدید گردد.
نگذارید تا این خیزش، ابزار کشمکش قدرت‌ها و جنگ‌های نیابتی شود.

۲۱ دی ۱۴۰۴ – ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶

تشکیلات کارگران انترناسیونالیستD

You missed

بیشتر از تشیکلات کارگران انترناسیونالیست کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب