امسال اول ماه مه در شرایطی فرا میرسد که جهان شاهد تشدید جنگهای نیابتی، کشتار جمعی و آوارگی گستردهی میلیونها انسان در اوکراین، غزه، سودان و دیگر مناطق است. این جنگها نه بر سر منافع انسانی، بلکه حاصل رقابت امپریالیستی میان بلوکهای سرمایهداری، از آمریکا و ناتو گرفته تا روسیه، چین، ایران و دیگر قدرتهای منطقهای هستند. قربانیان اصلی این منازعات، کارگران، فرودستان، و فرزندان طبقهی ما بودهاند؛ همانهایی که در میدانهای جنگ کشته میشوند، یا زیر بمباران و محاصره از گرسنگی و بیماری جان میدهند.
اما تراژدی به همینجا ختم نمیشود. پس از ماهها و سالها خونریزی، همان دولتهایی که عامل کشتار و آوارگی میلیونی انسانها بوده اند، همان دولتهایی که با تکیه بر نیروها و احزاب نیابتی درپی شکست خیزش های اجتماعی بوده اند، اکنون بر سر میز مذاکره نشستهاند تا برای تقسیم مجدد مناطق نفوذ، خطوط لولهی گاز، قراردادهای بازسازی، و سهم خود از بازار جهانی معامله کنند. این منطق سرمایه است: جنگ برای سود و صلح برای مدیریت بهتر استثمار!
در پس این بحرانهای نظامی، ما با بحرانی ژرفتر روبهرو هستیم: بحران ساختاری سرمایهداری که اکنون به یک بحران همهجانبه در عرصههای اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و ایدئولوژیک بدل شده است. سرمایهداری جهانی نهتنها در رکود عمیق اقتصادی دستوپا میزند، بلکه ساختارهای سیاسی و فرهنگیاش نیز در ورطهی فساد، سرکوب و فروپاشی فرو رفتهاند. قطبهای اقتصادی بزرگ، امروز درگیر جنگی تجاری و فناورانهی “همه علیه همه” هستند.
در این میان، کارگران چه در صفوف سربازان اجیرشده و چه در پشت جبهههای اقتصادی و اجتماعی، همواره بازندهاند. فرقی نمیکند که قدرتهای سرمایهداری در حال جنگ باشند یا صلح؛ در هر دو حالت، طبقهی ما یا کشته میشود، یا در اردوگاهها و زندانها بهسر میبرد، یا در کارخانهها و بیمارستانها و مزارع با حداقل دستمزد استثمار میشود. جنگها برای آنها سود میآورد و صلحها برای ما ریاضت اقتصادی، اخراج، سرکوب و فقر.
اما طبقه ما تنهانیرویی است که در مقابل این وضعیت ایستاده است. خیزشهای تودهای در ایران، عراق، لبنان، فرانسه، شیلی، و سودان، اعتصابات کارگری در اروپا، آسیا و آمریکا، مقاومت شجاعانهی پرستاران، معلمان، کارگران صنعتی و حملونقل، همه نشان از آن دارند که خیزشهای اجتماعی و کارگری تنها نیروی مقاومت علیه این نظم جهنمی است. طبقه کارگر تنها نیرویی است که میتواند با اتکا به قدرت طبقاتی خود، ماشین جنگ و استثمار سرمایه را متوقف کند.
جهان سرمایه درحال فرو رفتن در گرداب بحران، جنگ و فروپاشی اجتماعی است. اما از دل همین بحران امکان تکوین بدیل انترناسیونالیستی نیز سر بر می آورد. تحقق یک بدیل انترناسیونالیستی نیز به نوبه خود در گرو سازمانیابی جنبش جهانی طبقه کارگر است. جنبشی که از ورای مرزهای ملی، ایدئولوژیک عبور میکند. این انترناسیونالیسم نه بر مبنای همبستگی اخلاقی و آئین های ایدئولوژیک، بلکه بر اساس منافع مادی و مشترک طبقه ما بعنوان یک طبقه عظیم اجتماعی و جهانی بنا میشود. تنها با سرنگونی نظم سرمایهداری است که میتوان به جنگ، فقر، سرکوب، و تخریب طبیعت پایان داد.
زنده باد همبستگی جهانی طبقهی کارگر!
پاینده باد مبارزه برای انقلاب اجتماعی و نابودی سرمایهداری!
نه به جنگ، نه به صلح سرمایهداران – زنده باد مبارزهی طبقاتی بینالمللی!
اول ماه مه ۲۰۲۵- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست