پایان استراتژی جنگی آنتیتروريسم آمريکا در افغانستان
خبرگزاریهای رسمی، همراه با يک سخنرانی رسمی اوباما خبر مرگ بنلادن در يک عملیات سازمان سيا در پاکستان را تاييد کردند. اوساما بنلادن با سياست ضد بلوک شرقی آمريکا و پاکستان، به عرصه جدالهای قدرت رانده شد، در بعد از واقعه يازده سپتامبر، مبدل به سنبل تروريسم و استراتژی جنگی مبتنی بر «ضدتروريسم» گشت، و سرانجام با پایان دوران اين استراتژی و عروج اوضاع سياسی جدید در آسيا و خاورميانه از صحنه سياسی حذف شد.
تصور همه آنانی که با سياست و سوخت وساز کشاکشهای سياسی آشنايی دارند اين بود که بن لادن قادر گشته است تا با گريز از سيستم پيچيده دستگاههای امنيتی و تکيه بر پايگاه خود در ميان برخی قبايل روستانشين مشرف به کوههای سربه فلک کشيده، ازتکنولوژی دقيق نظامی و امنيتی جان سالم بدر برد. ضمن آنکه، همگان بر این حقيقت واقف بودند که زنده ماندن وی، تاييديهای است بر پافشاری آمريکا بر عمليات خود در منطقه. همانگونه که مرگ وی، رسميت يافتن سياست آمريکا برای خروج نيروهايش از باتلاق جنگ ضد تروريستی در اوضاع سياسی جديد میباشد.
خبرهای اولیه اما حاکی از آن است که بنلادن در خانهای ويژه و امن که حتی از لحاظ استحکام نيز متناسب با اقدامات نظامی بوده، در حومه شهر اسلامآباد زندگی ميکرده . زندگی وی در يک «دژ » در مرکز پاکستان طی سالها جنگ و گريز و هدايت «مخوفترین شبکههای تروریستی» در سراسر جهان طی این سالها و سرانجام کشته شدن او در عمليات دستگيری، درست همانند واقعه يازده سپتامبر به موجی از داستانسرايیهای گوناگون، دامن خواهد زد. امری که فشار سياسی بر آمريکا را افزوده و از جنگ اطلاعاتی دستگاههای امنيتی نيز به کنار نخواهد ماند. با اين وجود اما چند نکته بديهی است:
با مرگ بن لادن، راه برای مرحله بعدی استراتژی سياسی آمريکا در آسيا و خاورمیانه گشوده شده و پرونده استراتژی جنگی مبتنی بر آنتی اسلاميسم و آنتی تروريسم در افعانستان بسته ميشود. این اما نه پایان جنگهای منطقهای، بلکه آغاز دور و شکل نوينی از آن خواهد بود. با مرگ بنلادن، مرگ ايدئولوژی ايدئولوژی جنگ نژادپرستانه آمريکا رسمیت مییابد.
اکنون مدتی است که طبقه کارگر در صحنه مبارزه طبقاتی در سراسر آسيا ابراز وجود کرده است. سيستم دستگاههای امنيتی سابق کشورهای مزبور نه متکی بر مقابله با موج اعتراضات فراملی طبقه کارگر و استراتژی به انحراف کشاندن اين نبردها، بلکه مقابله با گروهها و احزاب بلوک شرق يا نيروهای مسلح و سازمانيافته سياسی، مبتنی بر نقش فائقه و برتر آمريکا ايجاد شده بود. با پایان يافتن استراتژی آنتی تروریسم آمريکا در افغانستان و برمتن بلوک بندی امپریالیستی و اوضاع جديد کشورهای پيرامونی، شاهد همکاری نزديکتر آمريکا و اروپا خواهيم بود.
مرگ بنلادن و تحولات سياسی ناشی از اين واقعه، تاثيری بر قطببندی جديد مبارزه طبقاتی در آستانه ژرفش بحران سرمايهداری نخواهد داشت. طبقه کارگر نيروی تعيين کننده اين قطببندی بوده و خواهد بود.
تشکيلات کارگران انترناسيوناليست
دوم ماه مه 2011

