درست همانگونه انتظار میرفت، مسئله بنلادن، تبديل به سوژه اصلی جنگ اطلاعاتی دول متعدد با يکديگر گشت. واشينگتن، ناگزير گشته تا خبرهای مربوط به اين واقعه را چند بار اصلاح کرده و بازسازی نماید. در ابتدا گفته شد که بنلادن در درگيری مسلحانه مورد اصابت گلوله قرار گرفت. اما بعد از چند ساعت، خبرگزاریهای پاکستان، به نقل فرزند بنلادن، اعلام کردند که وی سلاحی نداشته و حتی افراد مسلحی در خانه بنلادن نبودهاند تا بسوی کماندوهای آمريکايی آتش گشوده باشند. بدينسان بخشی از گزارشات سازمان سيا در باره عملیات دراز مدت برای به چنگ آوردن بن لادن، زیر سئوال رفته و ماموريت کماندوها برای کشتن بنلادن، به موجی از سوالات و داستانسرايیها دامن زده و واقعه يازده سپتامبر را بار ديگر در مرکز توجهات قرار داده است.
امريکا درگزارشات اوليه، اظهار داشت که اقدام برای شناسايی و دستگيری بنلادن بدون همکاری با سازمان امنيت پاکستان ، که خود آفريده سيا است، صورت گرفته. اما مجددا ساعاتی بعد سران سیاسی نظامی پاکستان اعلام نمودند که گويا این سازمان امنيت پاکستان بوده که رد خانه بنلادن را به سيا داده است.
اوباما و رئيس سيا بر لزوم تداوم همکاری با پاکستان تاکيد کردند در حاليکه، جان برنان مشاور ضد تروریسم کاخ سفيد اعلام کرد که آمريکا خواستار توضيح از سوی مقامات پاکستانی در خصوص احتمال تحت پوشش بودن بنلادن در پاکستان طی چند سال گذشته است.
وزير اطلاعات ايران نيز اعلام کرده است «اطلاعات و اسناد موثقی» در دست دارد که حاکی از مرگ بنلادن در مدتی پيش بدليل بيماری بوده و اينکه گويا واقعه مرگ بنلادن سناریوی ساخته دستگاه امنیت آمریکا است. برخورد احتیاط آميز روسيه و آلمان و فرانسه به اين واقعه، نشان از جديت جنگ اطلاعاتی پیرامون آن دارد. اطلاعات مربوط به تروريسم و جنگ جای خود را به جنگ اطلاعاتی تروريستها و جنگطلبان داده است.
نکته مهم اين است که آمريکا اعلام کرده که «گنجينهای» از اطلاعات مربوط به فعالیت بنلادن و القاعده بصورت برنامهها و فايلهای کامپيوتری حتی آرشيو بزرگی از فيلمها را در اختيار دارد. گويا بنلادن طی سالها فعاليت تروریستی، همزمان ماموريت داشته که بطور فعالانه در حال ساختن و جمعآوری آرشيو بصورت «گنيجنه عظيمی» برای سازمان «سيا» باشد.
اين بدین معنا است که اگر تاکنون، «عمليات القاعده و تهدید شبکههای مخوف آن»، زمينه اقدامات سياسی نظامی آمریکا بوده، از اين پس، آشکار شدن «حقايق مستند» مربوط به القاعده است که سمت وسوی سياست خارجی آمريکا با اين يا آن «کشور مرتبط با موضوع» را تعيين خواهد کرد.
به عبارت ديگر استراتژی آنتی تروريستی که معطوف به افغانستان بود، با اقدامات و فشارهای سیاسی دپيلماتيک ویا تحريم کشورهای ديگری که شامل «گنجينه» اطلاعاتی سيا در باره تروريسم شوند، جايگزين ميگردد.
هم اخبار وقايع مربوط به مرگ بنلادن و هم جنگ اطلاعاتی که بصورت پيامدهای اين خبر در بین پاکستان، آمریکا و ایران آغاز شده، حکايت از اين دارد که آمريکا دور جديدی از تاثیر گذاری بر تحولات کشورهايی چون عربستان، یمن، مصر، سوريه، پاکستان و ايران را تدارک میبيند. به عبارت ديگر بنلادن از تهديدی برای کل غرب و بشريت، به تهديدی برای دول منطقه آفريقای شمالی و آسيای غربی يا خاورميانه تنزل میيابد.
بسته شدن پرونده بنلادن به شکل کنونی، به معنای انتقال مرکز ثقل اقدامات آمريکا در خاورميانه، از افغانستان به پاکستان وديگر کشورهای همسايه، متناسب با اوضاع سياسی جديد است. اوضاعی که در آن، يک جنبش توانمند کارگری از يکسو و بحران عمیق اقتصادی سیاسی از سوی ديگر، موجی از تحولات يا اصلاحات سياسی را بر سرمایهداری جهانی تحمیل کرده است. جنگ رسانهای و خبری که حول واقعه بنلادن آغاز شده، علائم و هشدارهای دول متعدد در رویارويی با اوضاع آتی و حتی رويا رويی با يکديگر را آشکار ميکند.
2011/05/08
تشکیلات کارگران انترناسیونالیست

