محمد کشاورز – ۱۳خرداد ۱۳۸۲
«نقشه راه» توافق بر سر دولتی بدون مرزهای مشخص و توان برای اعمال حاکمیت بورژوایی ( ملی)
در روز دهم اردیبهشت سرانجام و با گذشت تقریبا یکسال از توافق روی طرح موسوم به «نقشه راه» صلح خاور میانه در بین قدرتهای جهانی ( آمريکا ، روسیه ، اتحادیه اروپا و سازمان ملل ) طرح مزبور به آريل شارون نخست وزیر اسرائيل و محمود عباس نخست وزير دولت خودگردان فلسطينی، تسليم گشت.
بنا به گزارشات مبسوطی که رسانه های خبری رسمی حول طرح صلح ن«قشه راه» داده اند، طرح مزبور شامل سه فاز و مرحله ميباشد. در فاز اول که گويا بايد تا ابتدای ژوئن 2003 تداوم یابد، قرار است تا خشونت به صورت نامشروط یا به زبان دیگر، بدون قید و شرط از هر دو طرف خاتمه داده شود. در مرحله دوم که از ژوئن تا دسامبر 2003 ادامه خواهد داشت قرار است تا در پی انتخابات فلسطين، يک کنفرانس بينالمللی برای «ایجاد يک دولت مستقل فلسطينی با مرزهای موقت» در سال 2003 برگزار گردد.
فاز سوم طرح «نقشهراه» که گویا میبايست تا سال 2005 تداوم يابد، شامل «تحکيم روند رفرم و ايجاد ساختارهای فلسطينی و سرانجام مذاکره دو دولت اسرائيل و فلسطين برای حصول موافقتنامه و عادی شدن روابط اسرائيل و کشورهای عربی خواهد بود.
طرح «نقشه» راه صلح خاور میانه سومين اقدام قدرتهای سرمايه داری طی دو سال اخير بمنظور مهار مناقشات ميان اسرائيل و فلسطين است. پيشتر طرح موسوم به گزارش میچل تدوين شد که از همان ابتدا موفقيتی در بر نداشت. سپس رئيس سازمان سيا، «جورج تنت» در خرداد ماه سال1380 به میان آمد. اکنون نيز طرح جديد «نقشه راه» با همکاری دیگر قدرتهای جهانی به اجرا گذاشته ميشود.
اين طرح به رغم قبول ضمنی راه حل دو کشور، چيزی در باره حدود و ثغور محدوده دو کشور نگفته است. از همين رو نيز روشن نيست که کشور فلسطينی مورد نظر طرح «نقشه راه» در کجا و چگونه ایجاد خواهد شد. با توجه به اين که در حال حاضر کرانه غربی بصورت سه منطقه مجزا و تحت کنترل شهرکهای يهودی نشين است، روشن نيست که عبارت «فلسطين و مرزهای موقت» کدام موقعيت جغرافيايی را مد نظر دارد. اين بدين معنی است که طرح مزبور سخن از کشوری ميراند که دارای مرزهای مشخص نيست. به زبان حقوق بین الملل در علوم سیاسی، سخن از دولتی است بدون سروری ملی، بدون تسلط کامل بر مرزهای ملی و از این دریچه بدون قوای منظم و مسلح جهت دفاع از مرزهایی که حد و حدود سروری ملی یا حاکمیت کامل یک دولت را ( ملت) را تعیین میکند.
بدین ترتیب عبارت دولت فلسطین و مرزهای آن در طرح با توجه به وضعیت کرانه باختری و غزه، محدودیت های برای سیاست اشغالگرانه اسرائیل تعیین میکند ضمن اینکه دست دولت اسرائیل همچنان برای تغییر نقشه باز گذاشته شده است. در این معنا سخن از دولت و مرز بدانگونه که در طرح مزبور فورمولبندی شده بنا به عرف و قوانين سرمايهداری جهانی و دولتهای و حقوق بین الملل از زاویه علوم سیاسی و مفهوم ملت – دولت، طرحی گنگ، نامفهوم و غیر مشخص است. افزون بر آن اگر این حدود و ثغور جغرافیای سیاسی و حاکمیت دولت مشخص میبود، عدم برخورداری «دولت مورد نظر یا مفروض» از نیروی مسلح و مقتدر جهت اعمال حاکمیت «ملی» یا سروری سیاسی، هنوز بیانگر یک طرح قابل اجرا نیست.
«نقشه راه» طرحی برای تداوم تروریسم و جنگهای آتی
این نکات به اشکال مختلفی از طرف کارشناسان دستگاههای سیاسی و مشاوران علوم سیاسی به اشکال مختلف مورد اشاره قرار گرفته و از نگرش علمی و طبقاتی، جز خرده گیری بورژوایی و حقوقی به طرح «راه نقشه» نیست. آنچه از نظرگاه علمی و مارکسیستی باید در این باره بیان شود عبارت است از ناتوانی قدرتهای جهانی در تعیین دول ملی جدید در غیاب جنگهای گسترده ای که تغییرات جغرافیای سیاسی را به زور نیروهای مسلح و کشتار عمومی ممکن میسازد.
هدف اصلی همه جنبش های ملی، تعیین یک دولت بورژوایی است. جنبش ملی فلسطین یا بدانگونه که در ادبیات جناح چپ و مارکسیسم های بورژوایی از آن نام میبرند، جنبش خلق فلسطین، همانند دیگر جنبش های ملی در پی ایجاد یک دولت فلسطینی است. امری که به ناگزیر باید مورد توافق قدرت غربی و بورژوازی عرب و نهادهای بین المللی سرمایه باشد. طرح نقشه راه البته که حمایت قدرتهای اصلی جهانی را بدست آورده است. اين طرح اما قادر به جلب رضايت بورژوازی عرب نخواهد بود. افزون بر آن روند وقايع حاکی از آن است که فضای سياسی حاکم بر جهان بعد از اشغال نظامی عراق توسط آمريکا زمينه را برای تروريسم دولتی و جنگ های نیابتی میان دول منطقه و حتی قدرتهای جهانی بر سر مناطق و و بازارها بيش از بيش فراهم ساخته است.
طرح «نفشه راه» نه بدنبال صلح است و نه طرحی برای ایجاد یک دولت جدید فلسطینی. این طرح را بايد جزئي از استراتژی جنگی آمريکا برا تسلط کامل بر خاور ميانه و از این مجرا تحکیم سلطه اسرائیل بر منطقه و ايجاد دولتهای دست نشانده یا تداوم سلطه آمریکا و غرب در منطقه، ايجاد پايکاههای نظامی و حتی اعمال بيشتر فشار به کشورهاي «سرکش» نظیر نظير سوريه و ایران به منظور کنترل کامل بازارهای نفتی تلقی کرد. نقشه راه گام ديگری است بسوی تروریسم دولتی و از این مجرا تقویت تروریسم گروهی و غیر دولتی. اين طرح در بهترين حالت تداوم تروريسم دولتی و غير دولتی است که در نهایت گرمی بازار سلاح و پيشبرد استراتژی جنگی آمريکا در منطقه خاور میانه را تضمين ميکند.
هدف ديگر آمريکا خلع سلاح سياسی اتحاديه اروپا است که میکوشد تا با اتخاذ سیاست حمايت محتاطانه از بخش بورژوازی اسلامی و از جمله فلسطين نقوذ خود در منطقه را گسترش دهد. روندی که در صورت موفقیت قدرت گیری اتحادیه اروپا و قطب بندی جهانی سرمایه را تسریع خواهد کرد.
توافق قدرتهای جهانی حول طرح مزبور بيانگر عقبنشينی های نسبی دیپلماتيک هر يک از آنها برای دست یابی به توافق موقت بوده است. «نقشه راه» نه راه حل مسئله فلسطين، بلکه توافقنامه قدرتهای جهانی و تعيين چارچوب سياسی رقابت های آتی حول مسئله فلسطين برای جلب بورژوازی عرب بسوی خويش است.
ترجمان عملی اين توافق ديپلماتيک را توازن قوای اين قدرتها در کشمکشهای نظامی و سياسی آتی روشن خواهد کرد. تلاش برای صلح و مبارزه با تروريسم اسم رمز در انحصار گرفتن سلاح و ابزارهای پيشرفته جنگی است. در شرايطی که بحران سرمايهداری هر روز گوشهای از جهان را به درون شعلههای خانمانسوز جنگ ميکشد، سازماندهان اين نظم جهنمی بیش از بيش فرياد صلح سر ميدهند.
توضیح ناشر: مقاله حاضر برای اولین بار جون ۲۰۰۳ نشریه مبارزه طبقاتی منتشر گشت. نسخه دوم این نوشتار همراه با اصلاحاتی ۲۰۰۶ در یکی از سایتهای «تکا» تجدید چاپ شد. متن حاضر نسخه اصلاح شده مقاله در چاپ دوم است.

